الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

14

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

گونه‌اى كه علم و يا جهل ما به‌عنوان مكلّف هيچ دخالتى در معناى موضوع له ندارد . فىالمثل كلمهء ( خمر ) در لغت عرب وضع شده براى آن جسم مايعى كه مستىآور است و علم و جهل ما در آن معنا ، دخيل نمىباشد . آيا اوامر و نواهى در لسان ادلّه به‌همين‌صورت متعلّق خطاب قرار گرفته‌اند ؟ بله ، الفاظ اوامر يا نواهى در لسان دليل هم به‌همين‌صورت متعلّق خطاب واقع شده‌اند . يعنى : 1 - امور مولى روى طبيعت و ذات صلاة و زكات و خمس و . . . رفته و فرموده : اقيموا الصلاة و آتوا الزكاة ، چه ما بدانيم و چه ندانيم . 2 - و نهى مولى روى ذات و طبيعت خمر و ميته ، رفته و فرموده : حرمت عليكم الخمر و الميتة و . . . چه ما بدانيم و چه ندانيم . آيا تفاوتى ميان عالم و جاهل به خطاب شارع وجود ندارد ؟ چرا وجود دارد بدين معنا كه اگر ما عالم و يا جاهل مقصر به خطابات مذكور از جانب شارع باشيم ، تكليف در حقّ ما منجّز مىشود يعنى كه مخالفت با آن عقاب دارد و اگر نسبت به اين خطابات جاهل قاصر باشيم ، تكليف واقعى در حقّ ما منجّز نبوده و ما معذور خواهيم بود . با توجّه به مقدّمهء مزبور چرا شيخ مىفرمايد : مقتضى براى حرمت مخالفت قطعيّه با معلوم بالاجمال موجود است ؟ لعموم دليل تحريم ذلك العنوان المشتبه ، بدين معنا كه : - أدلّة الاحكام از قبيل اجتنب عن الخمر و . . . كه دلالت مىكند بر حرمت عنوان خمر ، عموميت داشته و شامل سه دسته از افراد و يا حالات مىشود يعنى : الف : هم شامل خمرهاى خارجى معلوم بالتفصيل مىشود . ب : هم شامل خمرهاى خارجى معلوم بالاجمال كه اجمالا مىدانيم يكى از دو مايع خمر است مىشود . هم شامل خمرهاى خارجى واقعى اما مجهول و مشكوك به شك بدوى مىشود . و لذا وجهى براى اختصاص اين عنوان به خمرهاى معلوم بالتفصيل وجود ندارد . چرا ؟ زيرا الفاظ ، اسامى هستند و وضع شده‌اند براى معانى واقعيّه و نفس الأمريّة و نه معانى معلومه بقيد العلم كه علم تفصيلى هم جزء موضوع باشد .